شمس الدين محمد بن محمود آملي

448

نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى )

عناق ستاره كوچكى باشد ملاصق به دو كه از غايت صغر روشنائى چشم بدآن اعتبار كنند كه آن را سها خوانند . و بعضى ستاره كوچك در ذنب او كواكبى ديگر روشن باشد آن را قائد خوانند و بر سه پاى او در تحت كواكب نعش و بنات شش كوكب‌اند بر هر يكى دو كه آن را فقرات ظبى خوانند . و هر دو را از آن فقره ، بواسطه آنكه بمثابت اثر ظلف آهو باشند و آن را كه بر پاى راست بود فقره اولى خوانند . صرفه كوكب روشنى است بر ذنب اسد پيوسته در پى او باشد و ضفير كوكبى چند مجتمعند بر بالاى صرفه كه عرب آن را هلبه و ثعبان نيز خوانند و هفت كواكب را كه سر و سينه و گردن و زانوى او باشد به شكل نصف دايره سر بنات النعش و حوض نيز خوانند . و كواكبى را كه بر أبرو و هر دو چشم و گوش او باشند ظبا چنان كه گويند أن الظبالما فرت من الهلبه وردت الحوض « 1 » و هشت كوكب ديگر را كه بر حوالى صورتند دو را از آن جمله كه ميان هلبه و قايدند يكى روشن‌تر از ديگرى كبد الاسد خوانند و شش ديگر را كه در زير فقره ثالثه‌اند سه را كه روشن‌ترند ظبا و سه ديگر را اولاد ظبا تنين كواكب او سى و يكند و مجموع آن در نفس صورت واقع و در حوالى آن هيچ كوكبى از كواكب نيست . و عرب كوكبى را كه بر زبان اوست رايض خوانند و چهار كوكب كه بر سرند عوايذ و در ميانه عوايذ ستاره را بسيار كوچكى باشد كه آن را ربع خوانند و بعضى رقد نيز گويند و دو ستاره روشن را كه در مؤخر او باشند ذئبين خوانند و دوى ديگر را كه پيش از ذئبين‌اند و به روشنائى از ذئبين كمترند أظفار ذئاب خوانند

--> ( 1 ) يعنى چون آهوان از يال شير گريختند بحوض درآمدند .